; وایکینگ ها چگونه از بین رفتند - فاوینو
فاوینو
0

وایکینگ ها چگونه از بین رفتند

وایکینگ ها
بازدید 63

فهرست مطلب

در تمام کتب تاریخی وایکینگ ها تحت عنوان مهاجم، غارتگر و انسان های وحشی شناخته  شده اند. البته در بیشتر این کتاب های بیان شده است که دستاورد های این جنگجویان، چیزی بیش از شبیخون زدن، دزدی و تهاجم نبوده است. اما سوال اساسی و مهم این است که وایکینگ ها، از کجا و چه زمان به وجود آمده اند؟ آیا واقعا وحشیانی بی خدا و خشن بوده اند؟

چگونه از بین رفتند؟ برای پاسخ به این پرسش ها، باید به جستجو در کتب تاریخی پرداخت. طی این مقاله اختصاصی از سوی بلاگ فاوینو به بیان مطالبی در رابطه با وایکینگ ها یا جنگجویان پرداخته و امیدواریم مطالب این مقاله به سوالات شما، پاسخ دهد. در صورت تمایل از مطالب سایت بوفچه نیز، دیدن کنید.

وایکینگ ها

وایکینگ ها

خاستگاه وایکینگ‌ها

خاستگاه اصلی دریانوردارن وایکینگ قسمت های جنوبی دریا اسکاندیناوی یعنی دانمارک، نروژ و سوئد بود. آن ها از اواخر قرن 8 تا اواخر قرن 11 میلادی، از اروپا گرفته تا دریای خزر و روسیه سفر کرده و امکان تجارت با این مناطق را داشتند. آن‌ ها بخشی از یک فرهنگ پیچیده اسکاندیناوی را تشکیل خواهند داد که هم جنگجو، غارتگر و تاجر بودند.

در تاریخ آن ‌ها، شعر ها و نوشته ‌های به جا مانده است. با این حال، وایکینگ ها آن قدر به خشن بودن و غارتگری معروف هستند که به سختی می توان باور کرد که هنرمند، قصه گو و بازرگانان خوبی هم بوده‌ اند. نوع زندگی آن ها بسیار روستایی بوده و تقریبا هیچ شهری در بین جوامع آنها وجود نداشت.

اکثریت قریب به اتفاق این جنگجویان از طریق کشاورزی یا در امتداد ساحل، از طریق ماهیگیری امرار معاش نا چیزی می ‌کردند. در قرن 7 و 8 متوجه شدند که قایق‌ ها به جای اینکه فقط از پارو استفاده کنند با بادبان هم کار خواهند کرد. بنابراین کم کم قایق ‌های کوچک خود را، به کشتی ‌های بزرگ تبدیل کردند.

طراحی این کشتی ها به گونه ای بود که به راحتی و با سرعت در هر نوع عمقی از آب، حرکت کرده و خیلی آسان در ساحل کناره پهلو می گرفت. اینکه دقیقا از چه زمانی، چطور و چه عده‌ای از آن ها تصمیم به متحد شوند یا اینکه تصمیم به تعیین یک رئیس برای حمله به مکان‌ های دیگر گرفتند؛ مشخص نیست.

شاید با خودشان در جنگ بوده و هر کسی قدرت یا جنگجویان بیشتری داشت؛ رئیس می‌شد. شاید کسانی که مناطق دیگر را دیده بودند، آمدند. سپس از ثروت آن طرف آب ها، تعریف کرده و وایکینگ‌ ها که به سختی با کشاورزی و ماهیگیری زندگی می کردند، تصمیم گرفتند که به مناطق دیگر حمله کنند.

شاید هم هر دو این موارد باعث شد تا آنها به افرادی جنگجو برای به دست آوردن ثروت تبدیل شوند. اما چیزی که از اولین حمله آنها ثبت شده است، سال 793 خواهد بود. بعد از آن در سال 795 در ایرلند و 799 در فرانسه اولین حمله‌ های آن ‌ها ثبت شد.این جنگجو ها شجاع از کلاه خود شاخدار استفاده نمی‌کردند، این فقط یک افسانه است.

کسانی که قربانی این جنگجویان وحشی می‌ شدند، به آن ها وایکینگ نمی‌گفتند. این نام بعدا به وجود آمده و در قرن یازدهم رایج شد. احتمالا  از واژه vik گرفته شده است که در زبان نورس قدیم، وایکینگ‌ ها به آن حرف می‌زدند؛ به معنای “خلیج” یا “ورودی” گرفته شده است.

به جای وایکینگ به آنها “دنی” به معنی دانمارکی ‌ها گفته می‌شد. البته این دانمارکی که امروز ما می‌شناسیم با آن دانمارکی که آن موقع می‌گفتند، کاملا متفاوت است. منظور آن هااز دانمارکی ‌ها، شمالی ‌های بی دین و ایمان بود! البته با زندگی در دانمارک کنونی، تاثیر فرهنگ وایکینگ ‌ها را همه جا قابل مشاهده است.

از جمله خدایان که وایکینگ ‌ها به آن ها اعتقاد داشتند، ثور (Thor) خدای رعد و برق و لوکی (Loki) شیطنت صفت بود که می‌توانست تغییر شکل بدهد.

شروع حملات وایکینگ ها

وایکینگ ‌ها اول فقط با چند قایق به مناطق مختلف حمله می‌کردند. بعد از اینکه کمی آذوقه غارت کرده و در برابر آن ها، مقاومت های شکل می گرفت؛ به خانه بر می‌گشتند. اما در دهه 850 حمله‌ های بزرگتر به جنوب انگلیس، ایرلند و در امتداد رود سن در فرانسه شروع شده و پایگاه‌هایی را درست کردند تا از آنجا شروع به تسلط بر مناطق داخلی بکنند.

وایکینگ های جنگجو

وایکینگ های جنگجو

این حملات در نیمه دوم قرن نهم به کرسندو رسید. این جنگجویان در ایرلند، بندر های طولانی و مستحکم مثل بندر دوبلین را درست کردند که از آنجا به قسمت شرقی جزیره تسلط داشتند. در سال 885 در فرانسه، بعد از اینکه پادشاه از نظر سیاسی شکست خورد ؛ارتش وایکینگ پاریس را محاصره و تقریبا آنجا را تصرف کردند.

در اسکاتلند بر شتلند و هبرید تسلط پیدا کرده و در سال 865 وارد انگلستان شدند. نورثومبریا را شکست داده و در سال 866 پایتخت جنوبی آن ها یعنی یورک سقوط کرد. به همین ترتیب، بخش ‌های دیگری از انگلستان را هم به تصرف خود درآوردند.

وایکنیگ ها سال‌ها در منطقه‌ای وسکس انگلستان حکومت کردند تا اینکه آخرین پادشاه آن ها اریک بیدالکس، اخراج و در سال 954 کشته شد. با این حال، آداب و رسوم آن ‌ها و به ویژه دانمارکی ‌ها، مدت ‌ها در آن محیط ادامه داشت. البته هنوز هم ردپای DNA اسکاندیناوی را می شود در منطقه‌ای که قرن‌ ها به عنوان Danelaw معروف بود، پیدا کرد.

در اواسط قرن یازدهم پادشاهی متحد در دانمارک، نروژ و سوئد ظاهر شد. نتیجه شکل گیری این پادشاهی، کاهش شدت حمله آن ‌ها بود. در اوایل قرن یازدهم، زمانی که لشکرکشی های تحت حمایت سلطنتی موفق شدند، انگلستان را دوباره تسخیر کنند. سپس پادشاهان دانمارک را بر تخت سلطنت بنشانند، در واقع آخرین فعالیت وایکینگ ها در اوایل قرن 11 بود.

 محل زندگی جنگجویان وایکینگ

وایکینگ ها قسمت های زیادی از اسکاتلند به ویژه اورکنی، منطقه ای در اطراف دوبلین و نرماندی در فرانسه و بخش بزرگی از اوکراین و روسیه را هم برای سال های زیادی تحت کنترل خودشان داشتند. اما این وسعت مناطق تسخیر شده به دست این جنگجو ها، نبود.

قدرت این دریانوردان در کشتی سازی باعث شده بود تا جرات سفر به سرزمین های دیگر را پیدا کنند، برای پیدا کردن سرزمین ها و در نتیجه غنایم بیشتر تا غرب اقیانوس اطلس هم رفتند. آن ها احتمالا در قرن هشتم وارد فاروئه شده و از آن به عنوان پله ای برای عبور از غرب در اقیانوس اطلس استفاده کردند.

حدود 500 سال قبل از اینکه کریستف کلمب قاره آمریکا را کشف کند، این دریانوردان وایکینگ به سواحل این قاره در کشور کانادا فعلی رسیده بودند. در اواسط قرن نهم آن ها در جستجوی سرزمین های جدید به ایسلند برخورد کردند.

سپس در سال 872 استعمارگران به رهبری اینگولف آرنارسون در جزیره مستقر شده و یک جامعه منحصر به فرد، به شدت مستقل و بدون هیچ گونه وفاداری رسمی با پادشاهان نروژ، ایجاد کردند. از سال 930، مجمعی متشکل از رهبران ایسلند هر تابستان در دشتی در مرکز این جزیره با هم ملاقات می کرد. ادعا می شود که قدیمی ترین پارلمان جهان همین مجمع بوده است.

مشهور ترین افراد وایکینگ ها

آیوار بی استخوان (Ivarr the Boneless)، پسر راگنار لودبروک جنگجویی مشهور و یکی از رهبران “ارتش بزرگ هیتن” بود در سال 865 به انگلیس حمله کرد.دلیل اینکه به او بی استخوان می گفتند مشخص نیست، اما بسیاری معتقد هستند که شاید نقص عضوی در پا یا استخوان بندی او وجود داشته، باعث شده تا به آیوار بی استخوان معروف شود.

ماجرا هر چه بوده به خاطر زیرکی و بینش استراتژیکی که داشت معروف بود. آیوار بی استخوان آنقدر وحشی و قسی القلب بود که موقع کشتن دیگران در جنگ انگار که به خلسه می رفت و از خود بی خود می شد. وحشی تر از همه می جنگید و خلاصه روی همه جنگجویاتن وایکینگ کم کرده بود.

آیا می دانستید که کلمه انگلیسی ” berserk” به معنی عصبانیت از کجا آمده است؟ ‘Berserkers’ به جنگ جویان وحشی وایکینگ گفته می شد که پوست خرس یا گرگ پوشیده و مثل حیوانات وحشی در جنگ زوزه می کشیدند!

پایان جنگجویان وایکینگ

حمله و غارت این دریانوردان جنجگو، که در انگلیس با حمله به لیندیسفرن در سال 793 میلادی آغاز شد، با شکست حمله هارالد هاردرادا (پادشاه نروژ) در سال 1066 پایان یافت. با این حال، نفوذ آن ها از خاورمیانه تا آمریکای شمالی گسترش یافت. البته این میزان محدوده جغرافیایی، چیزی نبود که یک شبه و فقط با شکست در یک نبرد از بین برود.

در همان زمان که هاردرادا به دلیل مصدومیت از ناحیه گردن در پایان مسیر پادشاهی خود بود، در استمفوردبریج، فتح نورمن به دست وایکینگ ها اتفاق افتاد. رهبر آن، و پادشاه آینده انگلستان، ویلیام نوه بزرگ رولو، یک وایکینگ بود!

وایکینگ ها

وایکینگ ها

مذهب وایکینگ ها

کشور ایسلند محل وقوع اتفاق مهم دیگری بود که تغییر و تحول جوامع وایکینگ و دور شدن آن ها از جنگ افروزی را نشان می دهد. مسیحیت بسیار دیرتر از آن که در بسیاری از بخش های اروپا ظهور کرد، در جوامع دریانوردان و جنکجو های وایکینگ اسکاندیناوی به ظهور رسید.

در حالی که پادشاهان فرانسه مسیحیت را در اوایل قرن ششم و پادشاهان انگلستان در قرن هفتم میلادی قبول کرده بودند، مبلغان مذهبی مسیحیت تنها در قرن نهم میلادی در جنوب اسکاندیناوی دیده شدند. البته مسیحیت تا سال 960 میلادی که پادشاه دانمارک قبول کرد تعمید داده شود، پیشرفت بسیار کمی در این منطقه داشتند.

اما کشور ایسلند همچنان به خدایان قدیمی وفادار ماند، خدایانی مانند اودین Odin و ثور Thor. در نهایت ایسلند برای جلوگیری از جنگ داخلی به مسیحیت روی آورد. زیرا بخش های مسیحی و غیر مسیحی آن تهدید کرده بودند که کشور را به دو بخش جدا با مذهب جدا تقسیم خواهند کرد.

این امر را، می توان یکی از اصلی دلایل نابودی و از بین رفتن این جنگجو های شجاع معرفی کرد.

حقایقی در رابطه با وایکینگ ها

اما بخشی از حقایقی در رابطه با زندگی جنگجویان وایکینگی، عبارت است از:

رعایت بهداشت

چیزهایی که از مناطق باستانی زندگی آن ها کشف شده نشان می دهد که آن ها بسیار به ظاهر و بهداشت خود می رسیدند. وسایلی مثل شانه، ریش تراش، موچین و گوش پاک کن خبر از وضعیت بسیار خوب بهداشتی جامعه وایکینگ می دهد. آن ها حداقل هفته ای یک بار در چشمه های آب گرم آبتنی کرده و این کار برای آن ها، بسیار لذتبخش بود.

محل دفن جنازه و قایق

وایکینگ ها علاقه زیادی به قایق ها و کشتی هایشان داشته و به همین خاطر یکی از افتخارات آن ها، دفن شدن در قایق ها یا کشتی ها بود. اقوام نورس اعتقاد داشتند که پس از اینکه جنگجویان شجاع می میرند، زندگی ای شاد و لذتبخش در انتظار آن هاست.

بنابراین با دفن شدن در کشتی و قایقی که در دنیا از آن ها استفاده می کردند، راحت تر می توانند به مقصد نهایی خود برسند. آن ها مردان  یا زنان جنگجو را، به همراه وسایل جنگی و ارزشمند در قایق دفن می کردند.

تجارت

تجرات برده بسیاری از مردان یا زنان جامعه وایکینگ را، ثروتمند کرد. آن ها پس از حمله و غارت به هر سرزمینی مردان و زنان را به بردگی می گرفتند. سپس آن ها را در بازار برده فروش های نواحی مختلف اروپا و خاورمیانه می فروختند.

زنان و بهره مندی از حقوق اولیه

زمان ازدواج دختران وایکینگ، ۱۲ سالگی بوده و هنگامی که شوهر آن ها، به سفرهای جنگی می رفتند؛ کارهای خانه را انجام می دادند. افراد در صورت مقایسه زنان وایکینگ با زنان دیگر جوامع آن زمان،متوجه خواهند شد که آن ها از آزادی های بیشتری مانند بهره مندی از ارث، در اختیار داشتند.

زنان جنگحو وایکینگ

زنان جنگجو وایکینگ

سخن پایانی

وایکینگ ها افراد بسیار شجاعی بودند که با انجام جنگ های متعدد، توانستند به ثروت و قدرت برسند. البته بسیاری از مردم این جامعه، کشاورزی یا ماهیگری می کردن. اما از زمانی که متوجه شدند، می توانند قایق ها به کشتی بزرگ تبدیل کنند؛ کشور گشایی های خود را آغاز کردند.

در برخی از کتب تاریخی بیان شده است که گسترش دین مسیحیت در محدود جغرافیایی محل زندگی آن ها، منجر به نابودی این افراد شد.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مشاهده بیشتر